تاريخ : شنبه 1391/02/23 | 6 بعد از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

 


تاريخ : سه شنبه 1390/03/10 | 7 بعد از ظهر | نويسنده : عمو مهربان


تاريخ : شنبه 1390/01/20 | 6 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان
 

 

 

 


تاريخ : شنبه 1393/06/29 | 6 بعد از ظهر | نويسنده : عمو مهربان
همه خوشحال بودند اما من گریان البته از اول که گریه و غم غصه ای در کار نبود با سکوت و ارامش اومدم اما یک بی انصاف که نفهمیدم کی بود هم مرا سر و ته گرفته بود هم یه ضربه به اونجایی که نباید میزد زد و اغاز غم من همراه با گریه تو این دنیای شمابود دلم به جایی که 9 ماه و چند روزی در انجا انس گرفته بودم تنگ شده بود هرچند  دوسه ماهی بود که همون دنیای کوچولو برا من که خیلی هم کوچولو بودم یکنواخت شده بود اما یه حس خیلی خوبی داشتم صداهای قشنگی می شنیدم صدایی ظریف و دوست داشتنی که حرف زدنهای حامل من  یعنی مامانم بود همیشه حرفاش قشنگ و خودشم شاد بود  خیلی کم میشد که اوایی که میشنوم بد باشه  الهی چشمتون روز بد نبینه یه موقع هایی هم میشد که مامانی از چیزی یا حرفی ناراحت میشد ان وقت بود گه خیلی حال بدی  به منم دست میداد بیشتر گرشنه میشدم بیشتر هم از گلبولهای مامانم میخوردم اما مزه اون مثل بقیه اوقات خوشمزه نبود خیلی بهم بد میگذشت اما وقتهایی که مامانم از ته دل میخندید برام خیلی خوشایند بود و خوش میگذشت وقتی که نماز میخوند منهم اوج میگرفتم نمیتونم توصیف کنم اما زیباترین جملات رو می شنیدم 

گاهی که مادرم زیاد میخوابید حوصله ام سرمیرفت حس میکردم خیلی تنها شدم کمی ذست و پا میزدم کمی تو همون الونک کوچک اما نرم و راحت لگد یا پشتک وارو میزدم تا مامان بیدار میشد حس میکردم دلش برام میسوخت دستشو حس میکردم که  با محبت داره منو نوازش میکنه و خیلی مهربون میگفت اخی طفلی چی شده پسرم

حالا در قسمت های بعدی براتون تعریف میکنم

ادامه داره .............

 


تاريخ : دوشنبه 1393/06/17 | 5 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بنام خدا

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

فکر نکنم دو نسل اخیر بدانند چوخط چیست و چه کاربردی داشته است مگر اینکه شنیده باشند و یا اطلاعات عمومی در این زمینه ها بدست اورده باشند 

چو خط یا بهتر بگم مخفف چوب خط  ابزار جالبی بود برای اندازه گیری های مختلف در دورانهای قدیم 

مثل شمردن گوسفندان و چهارپایان

مثل حساب کردن دفعات خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی و نیز ازین قبیل البته در ادوار خیلی دور

اما منظور عمو استفاده مردم از چوخط برای خرید کردن بصورت نسیه یا قرضی بوده

عمو بهش چوب خوان میگه بجای کارت خوان امروز هر چند که این دو خیلی با هم تفاوت دارند

کاربرد چوخط چگونه بود؟

چشم عرض میکنم خدمتتون

چوب مناسبی مثل چوب درخت انار انتخاب میکردند و خریدار یا همون مشتری انرا  در موقع خرید همراه داشت و با فروشنده نیز قرار شفاهی و اخلاقی داشتند که مثلا در ازای 50 تومان خرید یک خط روی چو خط میکشیدند و این چوب در اختیار مشتری بود و هربار که قصد خرید بصورت نسیه داشت انرا به همراه خود میبرد حتی گاهی کودکان یا نوجوانان هم که فروشنده انان را می شناخت بنا به خواسته و دستور پدر میتوانستند انرا به مغازه ببرند و خرید کنند حسن این کار این بود که نیاز به حساب و کتاب و رد و بدل کردن پول در موقع خرید نداشتند 

معمولا کارمندان و حقوق بگیران اخر هرماه و هنگام دریافت حقوق تسویه حساب میکردند و کسبه هر زمان که پول بدستشان میرسید و کشاورزان پس از برداشت محصول گاهی هم تبادل کالا صورت میگرفت

 ضمنا این چوخط بیشتر در قصابی ها کاربرد داشت بعنوان مثال خانواده ای روزی یا هر دو روزی  نیم کیلو گوشت نیاز داشت قصاب چو خط را میگرفت و با همان چاقوی قصابی ابتدای چوب یک برش کوچولو از بالا و یک برش هم از پایین میکشید بطوریکه  شبیه لبخند میشد چوب حداکثر نیم متر یا 75 سانتی متر طول داشت و وقتی که دیگه جا نداشت فروشنده تذکر میداد که دیگه چوخط شما پر شده باید تسویه حساب کنید که هنوز این جمله در بعضی موارد بکار برده میشود احیانا اگر مطالبه وجه هم نمیکرد ان چو خط را نزد خود نگه میداشت و باید چو خط جدیدی توسط مشتری تهیه و ادامه داده شود

و اما هنگام تسویه حساب قصاب تعداد خطوط را شمارش میکرد در واحد وزنی که با هم قرار گذاشته بودند ضرب میکرد مثلا اگر 20 خط شده بود  و با احتساب هر خط نیم کیلو میشد 10 کیلو گوشت و بدین ترتیب مبلغ بدهی مشتری مشخص میشد خریدار نیز از قبل شمارش و حساب کتاب هم کرده بود و بدهی خود را می پرداخت در این قسمت شکل جالبی هم پیش می امد بدین ترتیب که اگر ان چوب برای ادامه کار مناسب بود و جا داشت با چاقو تمام ان خطوط را صاف کرده و در قسمت دیگر چوب کار ادامه پیدا میکرد 

جالب اینکه در گذشته بانوان خیلی اهل بیرون رفتن مخصوصا در غیبت همسراتشون نبودند لذا چوخط وسیله ی خیلی مناسبی بود که توسط فرزندان پسر حتی در سن 7 یا 8 ساله هم برای خرید کردن خصوصا گوشت اقدام کنند

 


تاريخ : یکشنبه 1393/05/26 | 10 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بنام خدا

سلام دوستان

تو همین دنیای مجازی دیدم که نوشته شده بود تو خونه ی شما کی هی میگه لامپ های اضافی رو خاموش کنید منظورش این بود که معمولا باباها میگن البته مامانها هم یه جورایی شبیه همین مورد مواظب صرفه جویی و حفظ خرج و دخل خونه هستند که گاهی هم کمی خسیس معرفی میشن البته منظور خونواده هایی ست که با کار و تلاش و در پی کسب درامد حلال هستند و همیشه برکت عجیبی در مال و زندگیشون وجو.د داره نه کسانیکه مال باد اورده و غیره دارند و اصل اصراف و تصریف مال اوناست

 چند سال پیش کتابی روخوندم که باعث شد از همان روز تقریبا 10 سال پیش بابای این خونه که خودم باشم مراقب هدر نرفتن اب هم باشم که مظهر حیات است و بودن این مایع مایه ی ارامش همه و نبودنش تعطیلی اشپزخونه و عزای عموی شکمو و غم  عموها و اقایونی مشابه خودم و نیز بقیه گرفتاریهای ان نق زدن بچه ها از گرما و الی اخر که شماها بهتر میدانید که قطع حتی 2 ساعت ان چقدر ازار دهنده است

اجازه بدین قصه ی ان کتاب را  که برای عمو انگیزه ی صرفه جویی در اب شد را برایتان نقل کنم

نویسنده که در یکی از شهرهای کم اب عراق زندگی میکرده در خاطرات خود می نویسد

خیلی کم پول بودم با خود حساب کردم بچه ها و همسرم میتوانند گرسنگی را تحمل کنند اما تشنگی را نه مبلغ خیلی ناچیزی داشتم تصمیم گرفتم برای خرید اب اشامیدنی هزینه کنم لذا منبع اب را شسته و برای خرید اب رفتم چند مشک اب خریداری کردم در حالیکه خودم خیلی خسته بوده و گرمای شدید ازارم میداد ابها را خونه رساندم  و داخل خم که همون ظرف اب باشد ریختم ضمنا میدانستم که ممکنه خش و خاشاکی داخل ابهای خریداری شده باشد لذا قبل از انکه در ب ظرف اب را بگذارم نگاهی به داخل ان کرده دیدم چند فضله روی اب می چرخد با خود گفتم فضله گاو و گوسفند هست و پاکه و میشه استفاده کرد لذا وقتی انها را از اب گرفتم با کمال تعجب دیدم فضله انسان است با مشاهده ی ان غم عالم رو سینه ام جمع شد دیگر ان اب قابل استفاده نبود و منهم دیگه پشیزی  برای خرید اب نداشتم ابهای داخل خم را بیرون ریخته و زانوی غم بغل کردم که همسرم به دادم رسید امد و مبلغ 4 ریال به من داد و گفت اینها رو من برای چنین روزی پس انداز کرده بودم بگیر و ببر فلان جا اگر از انها اب بخری قابل اشامیدن و خوب است باز با هزار زحمت منبع را تطهیر کرده و برای خرید اب مجدد به راه افتادم  

توضیح اینکه ابی که برای شستن و تطهیر خم استفاده میکرده قابل اشامیدن نبوده

بقول وبلاگ نویسان همکار  پی نوشت :

1 - امروز ما  شیر اب که همه جای خونه هست خیلی راحت باز میکنم و باز میزاریم بی توجه و بی خبر از هزینه و زحمت استحصال  انرا به راحتی هدر میدیم از مسواک زدن و وضو گرفتن تا ماشین و حیاط شستن و ریگ وخاک شستن ایا وقت ان نرسیده کمی رعایت کنیم ؟ مسولین نجیب ما انرا جیره بندی نمیکنند فقط تقاضای 10 در صد صرفه جویی دارند نباید در این امر خطیر کاهلی کنیم

2 - قابل توجه اقایان که بسیاری از همسران شما چقدردور اندیش و مواظب هستند و در تنگناها به دادتون میرسند

3 - کاش دوستان در جهت اشاعه صرفه جویی این مایع حیاتی قسمتی از داستان را بعنوان کامنت و ارسال به تعدادی از لینکاشون خبررسانی میکردند

4 - به کسانیکه نام کتاب و نام نویسنده کتاب را اعلام کنند به قید قرعه جایزه قابل توجهی تقدیم خواهم کرد 

اهدا جایزه اول مهرماه

فعلا هنوز سفر به پایان نرسیده اینبار بطور موقت امدم


تاريخ : چهارشنبه 1393/05/15 | 7 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

دوستان سلام به زحمت با گوشی مینویسم

سفری کاری و.......‏ در پیش دارم

ان شالله در صورت بازگشت خدمت خواهم

رسیدامیدست عمو را فراموش نکنید

هزار دسته گل زیبا تقدیم شما


تاريخ : دوشنبه 1393/05/06 | 6 بعد از ظهر | نويسنده : عمو مهربان
سلام

دوستان

نمیدونم از فراق رمضان و مهمونی قشنگی که داشتیم حرف بزنم یا از شادی عید و دریافت پاداش معنوی ان 

فقط میتونم بگم هر انچه بود گذشت باید امید به فردا داشت و فراموش نکنیم که انچنان قدم برداریم که رب العالمین تو ضیافت های بعدی هم مارو بپذیره ضمن تبریک عید بزرگ بندگی اینو هم بگم که بنا به قولی که به همه ی دوستان دنیای مجاز و اطرافیان خودم داده بودم در همه لحظات ناب بیادشون بودم و دعاشون کردم من جمله در دعای قنوت نماز عید فطر امروز

عید سعید فطر،
عید آسودگی از آتش غفلت
و رهیدگی از زنجیر نفس
بر میهمانان حضرت حق مبارک باد .

توضیح اینکه متن را الان ساعت 10 و22 دقیقه صبح سه شنبه نوشتم و تصویر گل و اینه و تبریک عید در ثبت موقت بود ممکن است تاریخ و ساعت مربوط به روز قبل باشد


تاريخ : دوشنبه 1393/05/06 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین. 

یا رب  تو  بدار  روزه ام  را  مقبول 

باشد که شود پسند درگاه رسول

محکم  گردان  حرمت  ال  اطهار

این بنیان را چه از فروع و چه اصول

خداروشکر مسلمانیم 

خداروشکرتو دینمون ماه صیام داریم

خداروشکر ما را تو مهمونیش پذیرفت

خداروشکر تو مسیر کم نیاوردیم و خودش هدایتمون کرد تا به اینجا رسیدیم

خدایا خودت فرمودی شکر مرا بجا اورید نعمتتونو افزون میکنم

پس خدایا به من و دوستان همراهم از بهترین نعمتهایت عنایت فرما 

خدایا خیلی امید داریم به مهمونی بعدی هم برسیم خدایا ما را کمک و یاری کن لیاقت همه ی مهمونیا را تا زنده هستیم داشته باشیم 

خدایا منتظر بهترین پاداشهایت در روز عید هستیم پس انچه برای خوبان درگاهت میخواهی برای ما دوستان دنیای مجازی نیز عنایت فرما

خدایا این دقایق اخر سحر اخر همه ی مارو ببخش و عفو کن 

الهی العفو الهی العفو الهی العفو

دوستان عزیز میدونم غمگینید میدونم وداع با مهمونی به این با عظمت  خیلی سخته شبها و سحرها با هم انس گرفته بودیم الان اشک ها مهمون صورتهای نورانیتون شده با خودتون میگید امروز بعد از افطار چه کنیم به چه امید به بستر برویم دیگه سحری و دعایی و نیایشی نیست  اما دلخوشیم به همین فراز اخر دعای سی ام که:

خدایا خیلی مواظب بودیم مهمانهای خوبی باشیم کار بدی نکنیم شیطونی نکنیم لغزش نداشته باشیم خودت شاهدی که راست میگیم پس روزه هایمون را قبول کن ما همراهان تو این فضای مجازی خیلی امید داریم انچه را که انجام دادیم مورد پسندتو و رسول اکرم و خاندانش قرار گرفته باشد

دوستان عزیز اخرین پست را در استانه عید تقدیم میکنم پیشاپیش عید بزرگ فطر مبارک

 

 

 

 






تاريخ : یکشنبه 1393/05/05 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.

 یا رب تو ببخش از کرم عصیانم

از  حرز  محبتت  بپوشان  جانم

روشن دلم از ظلمت و تاریکی کن 

از چنگ هوا و ریب و شک برهانم

خدایا هرسال حداقل یکبار رفت و امد فرشته ها را تو این ساعات حس میکردم 

خدایا هر سال حداقل از خوف تو روی سیاهم کمی نم میگرفت بعد دلم اروم میشد

خدایا هر سال این موقعها که قرار بود از مهمونیت خارج بشم حس میکردم گناهامو بخشیدی 

خدایا هر سال سختی روزه و کرسنگی و تشنگی را بیشتر حس میکردم امسال انرا برام راحت کردی

خدایا چی شده چه جوری بفهمم بهایی برای این عبادتهای ناقصم قائل شدی یا مرا به حال خود واگذاشتی خدایا ایا گناهام اینقدر زیاد و بزرگ بوده که زبونم لال نسبت به این بنده ی ناچیزت بی اعتنا شدی خدایا با دلی شکسته و زبونی قاصر در پیشگاه با عظمت تو توبه میکنم خودت بحق خوبان درگاهت توبه ام را بپذیر  و حب دنیا را از دل و جانم دور فرما ای مهربانترین مهربانان

دوستان عزیز حتما ابروی شما پیش میزبان روزهایی که گذشت بیش از عموی غافل است پس با هم یک  صدا شده و دعای روز را زمزمه کنیم شاید  منهم بخاطر شما بخشیده شدم

خدایا به عظمت و جلال خودت گناهان و نافرمانیهامون را ببخش و با مهر و عنایتی که نسبت به بندگان خوبت داری دراین روزهای اخر مارا از پاداشهای معنویت محروم نگردان

خدایا اگه دلهامون از گناه و غفلت تیره وتار شده خودت به بزرگی و مهربانی خودت روشنی بخش ان شو و امید بندگی بیشتر را برای همه ما زنده بگردان

خدایا خودت در قرانت فرمودی شیطان دشمن اشکار ماست پس کمکمون کن در راه او که همانا ایجاد شک و هوا و فریب است قرار نگرفته و به تو نزدیک ونزدیکتر شویم

 

 


تاريخ : شنبه 1393/05/04 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واكْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیكَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .

یا رب تو بده بهره ای از نافله ام

حل کن زکرم مسائل معطله ام

تا  راه  به  قرب  استانت  ببرم

یک لحظه مدار دور از این غافله ام

سلام دوستان مومن و همراه

چه زود 28 روز گذشت با اینکه تا الان نزد شما دوستان کلی پز دادم و امدم اینجا تا ریاکاریم را ببینید به خیال خودم کمتر خوابیدم مثلا دربست در اجرای فرمان صاحب خونه فرمانبردار بودم اما مثل اینکه هنوز خیلی عقبم چرا که همه اینها وظایفم بوده و باید انجام میدادم و انقدر کاری نکردم که میزبان مهربان خوشنود باشه

تازه فهمیدم برای رسیدن به قرب الهی باید نماز شب میخوندم در انجام بقیه ی نافله ها و مستجباتی نظیر ان هم قدری کوشا بودم که نبودم خدایا خودت رحم کن بر من خرده نگیر به خودت قسم پشیمانم خودت فرمودی استغفار کن و من می بخشم  پس الهی العفو الهی العفو الهی العفو

اما هنوز نا امید نیستم چون فضل تو بسیار است و وسع من کم خدایا در انچه از انجامش کاهلی کردم مرا ببخش و توبه ام را بپذیر که تو بهترین توبه پذیری

خدایا توفیقم ده  تا با انجام نوافلی که  سعادت و عزت دنیا و اخرت در انست منهم بهره ای ببرم 

خدایا خیلی کارها و امور انجام نشده دارم  فرصتم عنایت کن تا در ادای انها موفق باشم

خدایا در قرانت فرمودی مهر میزنم بر دهان کسانیکه هدایت نمیشوند و فرمانت را نمی برند من با همه ی کم کاری و کاهلیم نمیخوام  غافل از مسیر پرهیزکاران و متقیان تو باشم و ارزوی مقرب بودن درگاهت را دارم خودت در این راه  یاریم فرما 

 

 


تاريخ : جمعه 1393/05/03 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.

یا رب همه کار مشکلم اسان کن

در لیله قدر بر فقیر احسان کن

از ورز و معاصی و وبالم کن پاک

با رافت خود درد مرا درمان کن

سلام دوستان عزیز شب زنده دار و سحرخیز این روزهای اخر التماس دعاهامون  بیشتر میشه چون دیگه چیزی از مهمونی باقی نمونده هر چند که همه ی عمر تحت لوا و نگاه ان صاحب خونه بزرگ هستیم اما ماه خدا ماه مهمونی خیلی فرق میکنه لذا ترا خدا شماهم عمو رو فراموش نکنید چرا که من فراموش نکردم هر سحر با یاد شما و تجسم اینکه شما در کنارم هستید  و دارید گوش میدین و یا دارین می بینید می نویسم خدا میدونه راست میگم

دقت کردین شاعر تو تفسیر این دعا از رافت خدا در درمان بیماری گفته هر چند که منظور بیماری روح است نه جسم اما حتما خودتون یا رفتار مادری که فرزندش بیمارست را دیدید که چگونه بهش محبت میکنه نازش میکنه حداقل تا تا وقتی بیماری او ادامه داره از کنارش دور نمیشه و محبتش در اینگونه روزها چند برابر میشه و چقدر این مهر و عاطفه موثر بوده وکمک به شفای فرزندش میکنه ماهم باید از میزبان روزهای طلایی که گذشت بخواهیم که انقدر رافت و مهربانی خاصش را شامل حال ما بکند تا از درد غفلت و دوری از خودش و بیماری گناه درمان شده و مقرب درگاه با عظمتش شویم

عزیزان بیایید باهم یکصدا از رب العالمین که تا این ساعت ما رو پذیرفته و مهمون کرده بخواهیم که :

خدایا این بنده ضعفت به تنهایی از عهده حل مشکلاتش بر نماید خودت کمک کن تا بر انها فائق امده و راحت در مسیر تو قرار گیرد

خدایا گناه و معاصی مارا که احاطه کرده و فقیری بیش نیستیم خودت با احسان و فضل بی منتهایت مددکار باش

خدایا خودت به ما اموختی نسبت به فرزندانمون رئوف و مهربان باشیم که اگر این محبت را در دل مادران قرار نداده بودی هیچ فرزندی به ثمر نمی رسید و بزرگ نمیشد پس خودت هم مهر و عطوفتت را از ما دریغ نکن ای مهربانترین مهربانان

خدایا همه ی دوستانم را تو این فضای خوب کمک کن و مشکلاتشونو برطرف نما به حاجاتشون برسون من ناچیز را هم که با عشق و علاقه تو این خونه مجازی حرفامو میزنم و ملتمسانه از خودت کمک میخوام یاری کن 

خدایا دوسه روز دیگه مهمونیت تموم میشه نمیدونم چگونه این فراغ را و جدا شدن از تو در این شبها و سحرهای دل انگیز را تحمل کنم خدایا شاهد باش از الان بغض کردم خدایا من و دوستانم که خیلی از من بهترند یاری و طاقت عنایت کن

 

 

 


تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْكوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

ای دوست ز لطف طاعتم را بپذیر

سعیم  بنگر  اطاعتم  را  بپذیر

بنما عملم قبول و عیبم مستور

عذر  گنه  و  ندامتم  را  بپذیر

سلام دوستان طاعاتتون قبول مهمونی خوش میگذره ؟

الهی شکر خوش بحالتون

چقدر جالبه که این روزهای اخر سراینده ی اشعاری که در حقیقت  ترجمه و تفسیر دعاهای روزهای خوب مهمونی ست بجای یا رب و یا خالق از کلمه ی دوست یاد کرده معلوم میشه هر روز که گذشته به افریننده ی بزرگ و بقول دوستی افریننده گل نزدیک و نزدیکتر شده و از او به عنوان دوست یاد کرده و حس صمیمی تری داشته  عرفا هم عقیده دارند که همین حس را و اینکه از او بنام دوست یاد میشود خواسته و القای خود خداوند مهربان و شنوا به بنده اش هست 

خوش به سعادت ان بنده

ایا میشه ما هم تو روزهای اخر و باقیمانده همین حس را پیدا کنیم و از قلبمون بگذره که با یک دوست حرف میزنیم و مناجات میکنیم ؟ یا اینکه فقط زبونی یه چیزی میگیم اما با اون حس واقعی خیلی دوریم من که نا امید نیستم اما هنوز لایق چنین رابطه و مراوده ای نیستم تنها میتونم دعای امروز را با شما که بزرگید و در زمره ی مقربان او هستید  همصدا بشیم که:

ای دوست ای صاحب خونه ی مهربون که این چند روز که مثل برق و باد گذشت نیتمون این بود که با تو  انس پیدا کنیم و رفیق بشیم از روی لطف و کرمت فرمانبرداری و عباداتمون را بپذیر

ای دوست اعمالمون هر چند ناقص و نه در حد ستایش تو بلکه در حد وسع ما  قبول فرما و چون همیشه عیوبمان را بپوشان و بدان که واقعا پشیمان و در مانده ایم و عذر تقصیرمون را بپذیر

 

 

 


تاريخ : چهارشنبه 1393/05/01 | 4 قبل از ظهر | نويسنده : عمو مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

یا رب تو محب دوستانم گردان

پیروز به خیل دشمنانم گردان

در سنت پیغمبر و شرع اسلام

ستوار  بدار  و  کامرانم  گردان

سلام دوستان عزیز و همراه یه کم حافظه مون خوب باشه تو این 25 روز مهمونی چه دعاهای خوبی برا خودمون کردیم چقدر خوشبختیم اگه همشون مستجاب بشه گاهی هم اتفاق می افته یکیش قبول میشه همان یک دعا مارو کفایت میکنه عاقبت بخیر شده و به اندازه ی یکدنیا نتیجه میگیریم 

امشب با بی خوابی شدیدی که دارم و نشد که بخوابم دقت کردم قسمتی از دعای بیست و پنجمین روز برا خودمون محبت و دوستی دوستانمون را از صاحب خونه این ضیافت عظیم خواستیم من که خیلی راضیم هر چند که خوب نیستم اما میدونم شما بزرگواران و عزیزان چقدر بهم محبت دارید و گاهی از حس اینکه چقدر محبتتون شامل حالم شده ذوق زده میشم دلم میخواد یه نحو خیلی خوبی جبران کنم که فعلا بهترین جبران دعایی که از صمیم دل و وجود در لحظات ناب  براتون میکنم   مخصوصا برای ان عزیزانی که مرتب التماس دعا داشتند همچنین  چه برای شما که این مدت همراهم بودید و چه انان که نبودند و شاید وقت کمتری داشتند و یا نظرشون این بود که خواستند اجر بیشتری کسب کنند و مواجه با عموی ریاکار نشوند که ان شالله از همگان قبول شود

پس یه بار دیگه دعای امروز را مرور میکنیم :

خدایا تو خودت عزت و سزبلندی به بندگانت میدهی همه چیز دست توست دوستی دوستانم را به بهترین نحو ممکن از تو خواستارم

خدایا تو فیقم ده بر دشمنانم پیروز شوم خدایا هر چه زودتر پیروزی همه مسلمانان عالم بر دشمنان بی رحم را محقق گردان 

خدایا مرا و دوستانم را در مسیر راه و سنت پیامبران  خصوصا نبی اکرم خوش خلق ترین انان موفق گردان